جعفر شهرى باف
86
طهران قديم ( فارسى )
احترام نگاهداشتن و در موقع ( شاباش ) « 46 » به همان مقدار كه براى مبالغ سنگين بضرب بكوبند براى وجوه كوچكتر و كمتر نيز بكوبند و به همان صورت كه وجوه و پرداختىهاى بزرگ را بسر گذارده اظهار امتنان ميكنند از كمتر و كوچكتر هم بهمانگونه سپاس بگذارند و در افشاى مقادير اندك خوددارى ورزيده آبروريزى نداشته باشند ، كه تا اين اسرار را نياموخته واقف به ريزهكاريهاى اين هنر نميشدند لايق مجلس نميگرديدند ، و از رعايتهايشان در احوال مذكور نمونهء زير كه چون در مجلسى عموى داماد ، با تعويض لباس پولش جا مانده نداشته شاباش بدهد و ناچار دست خالى خود در دست بچه رقاص مينهد ، بچه رقاص تا آخر مجلس مشت خود نگشوده در هر شاباش هم يك بار بسلامتى عموى داماد رقصيده دست ميطلبد ، تا آنجا كه همه فاميل خيال ميكنند عمو بزرگترين انعام ، مثلا انگشترى گرانبها يا قطعه جواهرى ، چيزى در مشت او گذارده است و بسيارى ملاحظات از اين قبيل كه شرط اول دانستنىهاى اين حرفه بشمار ميآمد . اينك جهت تكميل مبحث چند نمونه هم از اسامى شناسائى عمله طرب ميآورم ؛ رئيس مطربها يعنى كارگردان و تهيهكننده را ( سردسته ) ميگفتند . هنرپيشگان را جمعا ( بازيگر ) خطاب ميكردند . حاجى و سياه و شلى و نوكر و كاشى و قزوينى و مثل آن هم به همان عناوين خود شناخته ميشدند از آنجا كه فقط در رل خود بوده از آن بيرون نميآمدند . اسبابكش را ( صندوقكش ) و رختكن را ( صورتخانه ) و موزيك آنها را ( ساززن ضربگير ) ميگفتند و جمع اين گروه ، ساززن ضربگير ، يا تقليدچى ، يا بازيگر ، يا مطرب يا لوطى شناخته ميشدند ، همچنين نمايش را تقليد يا تيارت ( تآتر ) ميگفتند كه مطربهاى دور كوچهاى هم در رديف لوطىها بودند كه به اين اسم صدا زده ميشدند . لوطىها دستههاى دو سه نفرى دورهگرد بودند ، مركب از يك تارزن يا كمانچهكش و يك ضربگير و بعضى يك بچه رقاص كه دور كوچه محلهها راه مىافتادند و وسيله رزقشان هم بچههاى فضول توى كوچهها كه آنها را از ( زائو ) و ( ختنه ) و ( روز حمام زايمان ، يا حمام
--> ( 46 ) . شاباش يا شادباش - پولى كه مطربها به صورت انعام يا دستلاف از حضار دريافت ميكردند ، اين شاباش به چند صورت انجام ميگرفت ، نوعى شاباشى كه براى صاحب مجلس جمع ميشد و چيزى از آن به مطرب نميرسيد و فقط او اجرت خود را دريافت مينمود و شاباشى كه عام بود و مطرب حق خود را موكول به آن كرده اجرت نميگرفت و شاباشى كه اجرت ميگرفتند و داماد و نزديكان او مشمول پرداخت شاباش ميشدند .